عقايد نجومي دانته، بهخاطر وابستگي تقريباً مطلق او بر فرغاني كاملاً عقبتر از زمان خودش بود. او هنوز از نظريهٴ افلاك متحدالمركز ارسطو دفاع ميكرد. آنهم در زماني كه نظريهٴ بطليموس دربرابر حملههاي مكرر پايداري كرده بود و داشت پيروز ميشد.1 معلومات او درمورد ارسطو تاحدي مغشوش بود و اين از تضادهايي ناشي ميشد كه ميان ترجمههاي قديم از عربي و ترجمههاي مستقيم از يوناني (مانند كائنات جو) يا اصلاح شده توسط ويلهلم موربكي (سيزدهم ـ 2)، احتمالاً به درخواست قديس توماي آكويني، وجود داشت. گرچه معلومات نجومياش اندكي عقب مانده بود، اطلاعاتي از مآخذ جديدتر كسب كرده بود؛ مثلاً اين اظهارش كه طول سال در مناطق حاره
100/1 روز كمتر از 4/1 365 روز است، احتمالاً از تقويم بزرگ جوواني كامپانو دا ناوارا (سيزدهم ـ 2) يا از يك منجم اخذ شده بود.
جهانشناسي دانته را ميتوان چنين خلاصه كرد (شكل 8): زمين كرهاي است هم مركز با گيتي. دوزخ مخروطي است در داخل زمين، كه رأسش در مركز زمين قرار دارد، در جايي كه مالك دوزخ حكومت ميكند؛ شخص هر چه پايينتر برود به مركز نزديكتر و محل مجازات تدريجاً موحشتر ميشود. مركز خشكي، برخلاف دريا، بيتالمقدس است و در نقطهٴ مقابل آن قلهاي مخروطي از اقيانوس بيرون آمده كه برزخ در آن قرار دارد. ده كرهٴ صلب متحدالمركز با زمين، افلاك آسماني را تشكيل ميدهند كه پايينترين آن فلك ماه است و به دنبال آن عطارد، زهره، خورشيد، مريخ، مشتري، زحل، فلك هشتم متعلق به ثوابت است. فلك نهم يا فلك بلورين محرك اول است و فلك دهم يا فلكالافلاك مستقر خداوند است. آن فلك خارجي كامل، بي نياز از تغيير و غيرمتحرك است و فلك نهم با سرعتي بسيار زياد در حركت است (يعني هر چه در آن فلك قرار گيرد خيلي سريع حركت خواهد كرد) و اين حركت با انتقال به افلاك پايينتر كاهش مييابد؛ فلك هشتم در حركتش به سوي شرق در هر قرن يك درجه تغيير مسير ميدهد (تقديم اعتدالين). ماهيت انتقال حركت شبانهروزي فلك نهم به هفت فلك زيرين بسيار مبهم است.
افلاك آسماني به راهنمايي فرشتگان مقرب، كروبيان و ساير فرشتگان ميگردند.
سيارات در دايرةالبروج ميچرخند. هيچ اشارهاي به فلكهاي خارج از مركز نشده، ولي برخي اشارات جنبي به فلكهاي تدوير وجود دارد. دانته به لكههايي اشاره ميكند كه بر اثر بازتابهاي نامنتظم (عقيدهٴ ابنرشد) يا بهخاطر فرشتگان بر روي ماه ميتوان ديد. عقيدهٴ او دربارهٴ كهكشان راه شيري هم بههمين ترتيب ميان فيزيك و اساطير در نوسان است. اين دودلي كاملاً طبيعي بود، به خصوص در يك شاعر. با توجه به همهٴ اينها معلومات نجومي او بهعنوان يك غيرمنجم فوقالعاده خوب بود.
دوهِـم قطعهاي از بهشت (فصل 27، ابيات 142 ـ 148) را بهعنوان اشارهاي به نوسان